محمد تقي جعفري

93

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

از دل و جان شرف صحبت جانان غرض است غرض اينست و گرنه دل و جان اين همه نيست مطلب چهارم - بايد از امثال اين متفكر پرسيد كه آيا تجويز مىكنيد كه انسان زندگى در ذلت و خوارى و نوكرى محض و اهانت جانكاه را به شهادت با عزت و سر بلندى و كرامت و حيثيت انسانى مقدم بدارد و حيات در ملكوت الهى را به زندگى در لجنزار خوك صفتان قربانى كند آيا تجويز مىكنيد كه آدمى گوهر الهى جان را فداى قدرت پرستان خودكامه نمايد چرا براى اين كه مىخواهد زمان تردد ميان آخور و جايگاه دفع فضولاتش با زنجير بردگى ذلتبار مقدارى طولانى شود مطلب پنجم - گويا نمىدانند كه بشر در طول تاريخ با دادن آن همه قربانىها و شهداء هنوز نتوانسته است آن چنان كه بايد دندانها و چنگالهاى قدرت پرستان دد صفت را از گلوى مردم بينوا و مستضعف دور كند ، اگر آن مقاومتها و قربانىها و شهادتها و دفاع از جان و ناموس و حيثيت و مكتب و وطن نبود ، حال بشر چه مىشد و بشر در كدامين گودال تاريخ دفن شده بود . مطلب ششم - اين احتمال در مغز بعضى از متفكران آگاه جوامع نسبتا ضعيف [ يا به ظاهر ناتوان ] بوجود آمده است كه سخن مزبور بايد بدينگونه تفسير شود - بدانجهت كه گويندگان اين گونه سخنان در كشورى نسبتا نيرومند زندگى مىكرده‌اند و طعم زندگى وابسته و ذلت و اهانت را نچشيده بودند تا بدانند كه معناى ضرورت دفاع از حيات و آزادى و شخصيت يعنى چه اگر اين اشخاص طعم بسيار تلخ زندگى مشروط به ارادهء قدرت پرستان خودكامه را چشيده بودند يك مجلد كتاب هم در بارهء احدى الحسنيين ( يا شهادت و يا زندگى با كرامت ) مىنوشتند و در پيش برد تكامل حقيقى نوع بشر قدمى شايسته برميداشتند و ارزش حقيقى حيات را براى همگان قابل فهم مىساختند . مطلب هفتم - بعيد به نظر مىرسد اين گونه اشخاص كه فقط تاريخ طبيعى انسانه‌ها را مىنويسند ، با شنيدن نام امثال سقراط و